على محمدى

32

شرح اصول استنباط ( فارسى )

منطقى از كلمهء معرف ، حجت ، قياس ، صغرى ، كبرى و . . . معانى خاصى را اراده مىكند . و لا شك در اينكه حقيقت متشرعيه نيز داريم بدين معنا كه الفاظى از قبيل صوم ، صلوة ، حج و . . . در ميان ما مسلمانان هرگاه بدون قرينه به كار مىرود آن عبادت معين شرعى به ذهن تبادر مىكند نه معناى لغوى . انما الكلام در اين است كه آيا حقيقت شرعيه داريم يا خير ؟ در اين رابطه به طور مجمل و مختصر مباحثى چند مطرح است : مبحث اول : تعريف حقيقت شرعيه : مصنف فرموده : حقيقت شرعيه عبارت است از اينكه شارع مقدس الفاظ عبادات و غير عبادات را ( اگر داراى معناى جديد باشند ) در معانى جديد و مخترع خودش استعمال كرده باشد آن هم به عنوان حقيقت و معناى حقيقى لفظ استعمال كرده باشد نه به صورت مجاز و به عبارت ديگر اين الفاظ در لسان خود شارع و در استعمالات او در اين معانى تازه حقيقت شده باشند پس اگر در زمان شارع استعمال اين الفاظ در معانى جديده على الدوام همراه با قرينه بوده و پس از آن در زمان ائمه ( ع ) و در ميان متشرعه بدرجهء حقيقت رسيده باشند حقايق متشرعيه خواهند بود . مثلا اگر استعمال صلوة در اين عبادت خاصه در استعمالات شارع حقيقت شده باشد حقيقت شرعيه مىشود و اگر بعدها بدرجهء حقيقت رسيده متشرعيه خواهد بود و هكذا . . . مبحث دوم : مصنف فرموده : قبل از ورود در بحث از اصل موضوع و نقل اقوال و اثبات و نفى لازم است دو مقدمه را در نظر بگيريم ( البته مقدمهء ثانيهء مصنف هيچ ارتباطى به بحث ندارد ) مقدمه اوّل : بطور كلى وضع لفظى براى معنائى و حقيقت شدن لفظى در